مثل یک نظامی کارکشته

صبح زود بود. دو سه نفر آمده بودند برای بازدید. فکر کردیم از فرماندهان ارتش هستند. جبهه دب حردان در اهواز، خط مقدم ما به حساب می آمد و نقطه ای حساس و پرخطر بود.

خوب که دقت کردم آقا را شناختم. لباس نظامی داشت و کلت به کمر بسته بود. مثل یک نظامی کارکشته، خط را بررسی می کرد. رفت سنگر دیده بانی، بدون ترس، تمام قد ایستاد و مواضع دشمن را با دوربین از نظر گذراند.

به مسئول تدارکات فرمود به ستاد برود و برای بچه های خط کمی امکانات بگیرد. به ما هم تاکید کرد که در نقطه  حساسی مستقر شده اید؛ مواظب سمت راست باشید، دشمن شما را دور نزند.

 

راوی : سردار شهید شوشتری

 

**********************ضمیمه:

+ حضرت سید علی آقای خامنه ای: " می فروشی گفت کالایم می است، رونق بازار من ساز و نی است، من خمینی را دوست می دارم که او هم خم است و هم می است و هم نی است..."

اینو دوستی برام پیامک کرد.... بسیار لذت بردیم.....

+ محرم نزدیکه.... و چه تب و تابی به پاست.... به قول مداح که می گفت شهرمون داره قشنگ میشه!!!.... این روزها – این اعتقاد منه- حضرت زهرا(س) داره میگرده از بین شیعه ها و شاید حتی غیر شیعه ها، از بین همه بچه مسلمونا و شاید حتی گنهکارها، از بین همه گریه کنا و شاید حتی همه اونایی که..... داره میگرده از بین این همه، نوکرهای امسال مجلس ارباب رو پیدا می کنه ...... کار کردن واسه ارباب که هر کی هر کی نیست!!!....

آقا جان! من که همیشه باهات قرار گذاشتم و آخرش زدم زیر قولم... هر دوتامون می دونیم که من آدم بشو نیستم ولی آقا جان، منم و یه دل که...... آقا!.... میشه منو هم راه بدی؟؟؟ [سرافکنده] [شرمنده][....]

+ تصور کن...... محشر..... یه جماعتی نشستن تو یه بیابون...... حضرت زهرا(س) داره میگرده بین جمعیت..... یکی یکی نوکراشو جدا می کنه ..... آخ! دل تو دلت نیست..... هی میگی الان صدام میکنه..... نکرد..... این دفه دیگه صدام میکنه.... نکرد......وای خدا! اگه صدام نکنه اگه نگه تو هم پاشو.......... الان دقیقا در همچین حالتی داریم به سر می بریم............  یـ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ــــــــا حس‍ــــــــــــــین(ع)

لبیک علی...

دستی به هوا رفت و دو پیمانه بهم خورد

در لحظه "می" نظم دو پیمانه بهم خورد

دستور رسید از ته مجلس به تسلسل

پیمانه "می" تا سر میخانه بهم خورد

دستی به هوا رفت و به تایید همان دست

دست همه قوم صمیمانه بهم خورد

لبیک "علی"  قطره باران به زمین ریخت

لبیک "علی"  نور و تن دانه بهم خورد

یک روز گذشت و شب مستی به سر آمد

یعنی سر سنگ و سر دیوانه بهم خورد

پس باده پرید از سر مستان و پس از آن

بادی نوزید و در یک خانه بهم خورد

 

 

**********************ضمیمه:

+ ابتدای کربلا مدینه نبود.... ابتدای کربلا غدیر بود!!!...... دارم به چند روز دیگر فکر می کنم...........

نمیشه... حتی تو اعیادمون هم نمیشه ..... حتی برای یک روز هم نمیشه فراموش کنیم که چه ظلمی به این خاندان روا شد... و به ما ....

"آیا تا به حال به این سوال فکر کرده اید که چرا در زندگی­هایمان اصلاً  به ما خوش نمی گذرد؟ همه ی ما با نگرانی به آینده خود نگاه می کنیم. همه ی شما  نگران آینده هستید. نگران همسرتان، نگران فرزندتان، نگران شغلتان و وضعیت اقتصادی خود می باشیداصلاً زندگی همه­اش شده کوفت. چرا شده کوفت؟ به همان دلیلی که اگر بچه دستش از پدر و مادرش جدا شد، شما چلو کباب هم به او بدهید، قابل مقایسه نیست با نون پنیر سبزی که سر سفره با پدر و مادرش می خورد. هیچ چیز جای پدر و مادر را نمی­گیرد. هیچ چیز هم جای ولی خدا را نمی گیرد. در سقیفه ولی خدا را از امت جدا کردند لذا ما نگاهمان به شهادت حضرت زهرا (س) نگاهمان به غدیر است. اینها بررسی تاریخ یا تحلیل تاریخ یا کالبد شکافی تاریخ  نیست. ما دنبال این هستیم که به مردم بگوییم آی مردم از کجا بدبخت شدید؟ می­خواهیم بگوییم این برای ما خیلی مهم است. همه چیز اینجاست. اصلاً همه بدبختی ها از این جا شروع شده." (از بیانات ارزنده مقام معظم رهبری)

+ خدا لطف کرد توفیق شامل حالمان شد، تونستیم یه کاری انجام بدیم واسه عید غدیر حدودا 3 هفته درگیر کار بودیم... چنان این کار حال ما را دگرگون کرد که..... کلا حال و هوامون عوض شده... روحیه در حد المپیک و ..... الهی شکر....

عید سعید غدیر مبارک

نکند عادتمان بشود...

این انگار عادت روزگارمان شده!

یکی می اید سنگی می زند، اهانتی می کند، فحشی می دهد... و ما را غیرت مسلمانی تحریک می کند، می ریزیم توی خیابانهاٰ؛ از در و دیوار سفارت بالا می  رویم، پرچم آتش می زنیم، شعار مرگ بر امریکا سر می دهیم و گاهی فریاد می زنیم: " وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد..."

آتش ها فروکش می کند... مدتی می گذرد و باز همین آش و همین کاسه !

یک روز توهین به قرآن، یک روز اهانت به ساحت مقدس پیامبر رحمت، یک روز جسارت به ائمه بقیع؛ روزی توهین به امام معصوم و بارها و بارها اهانت و زیر سوال بردن وجود مقدس حضرت مهدی (عج)...

سوال دارم: آیا همه غیرت یک مسلمان در برابر این همه جسارت همین شعار مرگ بر امریکاست؟!؟!

این مسئله قابل قبول است که دشمن وقتی در برابر قدرت و اتحاد مسلمانان کم می آورد دست به چنین اقداماتی می زند... اما از این نکته نباید غافل بود که دشمن محکم و مصمم ایستاده و دارد کار می  کند... هزینه می کند... سرمایه گذاری می کند.... ساخت و انتشار اینجور فیلم ها بخش کوچکی از ضربات پی در پی دشمن بر پیکره اسلام است... فیلمها، برنامه ها، انجمن ها، کتابها و بازی های رایانه ای که هر روز هم به تعدادشان اضافه می شود نشان دهنده فعالیت گسترده دشمن است..... و ما در برابر این همه سرمایه گذاری چه کار کرده ایم؟!

همین که چند روزی داد و فریاد کنیم و اعتراض کنیم کافیست؟.... این کار را که بارها کرده ایم پس چرا نتیجه نگرفته ایم؟

هر روز شاهد تاثیر بیشتر و بیشتر اقدامات موزیانه دشمن بر جامعه اسلامی و جوانان مسلمان هستیم و باز دست روی دست گذاشته ایم و حالا هر از گاهی هم شعاری و اعتراضی و ...

این حمله ها ضعیف است وقتی دشمن دارد شبانه روز کار می کند.... وقتی تا 10-15 سال پیش حدود 2000 کتاب در رابطه با مهدویت در امریکا به چاپ رسیده، وقتی تا پیش از سال 1998؛ 1550 برنامه رادیویی و تلویزیونی بر علیه امام زمان ما ساخته شده – فقط در امریکا- ؛ وقتی تا سال 1990؛ 2000 مدرسه در امریکا صرفا با موضوع مهدویت فعال بوده؛ وقتی پرهزینه ترین فیلم های تاریخ سینمای امریکا متعلق به فیلم هایی است با موضوع آخرالزمان .... منصفانه قضاوت کنیم، چقدر کار کرده ایم در برابر هجوم بی وقفه دشمن؟!.... تمام تلاش ما همین است که هر عصر جمعه یک نماهنگ پخش می کنیم که به حمدالله جدیدا صدا و سیما از همین کار هم صرف نظر کرده!!!

و نکته ای دیگر: متاسفانه خیلی از همین ماها – که فکر می کنیم کمکی از دستمان بر نمی آید برای یاری امام زمانمان - نا آگاهانه با دشمن دست داده ایم و همکاری می کنیم؛ وقتی استقبال می کنیم از همین فیلم ها و سریال های مبتذلی که خیلی جاها دارد ریشه خانواده های مسلمان را میسوزاند....

حواسمان را جمع کنیم... داریم توی شیعه خانه امام زمان نفس می کشیم.... پای نان و نمک اهل بیت نشسته ایم....ادعایمان این است که پرچم اسلام را بالا گرفته ایم.... نکند آنقدر سرگرم تنقلات زندگی شویم که ناغافل دشمن دورمان بزند!!! نکند این عادت هر روزمان بشود: دشمن سنگ بزند، ما شعار بدهیم و غائله ختم شود.... این قصه تمام شدنی نیست!

ما که یقین داریم مهدی (ع) خواهد آمد.... خوب است بهتر از اینها خودمان را برای آمدنش آماده کنیم....

به امید ظهور منجی........ اللهم عجل لولیک الفرج

 

*************** ضمیمه:

* دلم گرفته دلم یک چراغ می خواهد.... جهان منطقی ام اتفاق می خواهد......

     *ذکر 14 صلوات نذر تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج)، بسم الله

خدمت مقدس سربازی!

رهبرم سرورم آده فرمو              ***             تا بسیجی بکن جو تقربو

آده فرمو بکن یک اشاره              ***              تا که دشمن بترسه دوباره

 

 

عازمیم... خدمت مقدس سربازی! (یه چیزی تو همین مایه ها)... زیاد طول نمیکشه... شاید 10-12 روز.... امیدوارم شایسته نام سرباز باشیم....... دعامون کنید.... یا علی.......................رهبر فقط سید علی......

 

 

**************** ضمیمه:         

* رمضون خیلی خوبی بود نه؟و چقدر صفا کردیم با این فراز ابوحمزه: "و لئن ادخلتنی النار لاّخبرن اهل النار بحبی لک"

الان اگه گفتین بوی چی میاد.......... "شال ماتمت، آبرو به من داد.... موج پرچمت دل رو داده بر باد"...... بوی محرم میاد... عجیب

* اون شعری که اون بالا نوشتم به زبان لاریه.... البته زیاد واژه های لاری توش به کار نرفته... ترجمه اش زیاد سخت نیست....

*اگر لایق باشیم، نائب الزیارة همه دوستان خواهیم بود.... در شهر مقدس قم......................... التماس دعا.

 

و خدایی که در خیال من است...

باز حالمان خراب می شود .......باز اعصابمان پریشان می شود......باز دلمان هوای یک چیزهایی می کند که....

و باز می رویم توی خودمان

و باز صدای یک عده ای در می آید که چرا انقدر یکهویی وا می روی؟!؟!؟

و خودمان هم نمی دانیم چرا.... دست خودمان نیست که گاهی عجیب می شویم!!!

.........

باز دلمان می گیرد، از دست خودمان

که بعضی وقتها....

یک جوری حرف می زنیم.....و حرف های یک جوری می زنیم

که بعضی ها یک جور دیگر برداشت می کنند.

حالا بگذریم که بعضی وقتها حرفهایت را هرجوری بزنی بعضی ها هر جور خودشان بخواهند برداشت می کنند.....

و باز دلمان می گیرد، از دست بعضی از امثال خودمان....

که بعضی وقتها....

یک جوری کار می کنند..... و کارهای یک جوری می کنند

که بعضی های دیگر فکرهای ناجور می کنند.....

و همه چیز خراب می شود و همه چیز به باد فنا می رود....

و باز هم مظلوم می ماند.........همان چیزی که همیشه مظلوم بوده توی حکومت اسلامی........

....................

و باز حالمان خراب می شود..... ودلمان هوایی.....

و باز می خواهیم بمیریم.................

و باز خسته شده ایم از دست آدمها......از دست خودمان.........از دست اینهمه فکرهای جورواجور......

و باز دلمان می خواهد برویم یک جایی که هیچ کس نباشد........جز همانی که همیشه هست........

به قول دوستی ..........خدای خیالیمان!!!!!!!!!

باشد............بگذار خیالی باشد

خدا باشد توی زندگی ما.......که بشود عشق را.... مزه مزه کرد...

بگذار خیالی باشد

اصلا چه فرقی به حال تو می کند اگر.............

خدا من..........خیالی باشد یا باشد!!!!!!!!!!

 

**************************ضمیمه:

* فکرش را هم نمی کردم که انقدر زود دلم برایت تنگ شود........هنوز نیامده هوایت کرده باز......دلم......یادم نمی رود هرگز صحنه آخر و لحظه خداحافظی را...من بودم و باران و....پنجره فولاد و یک صحن خالی... عاشقتم امام رضا(ع)

* خدایا! ببخش به حق همه اونایی که دوستشون داری......من که جز تو کسی رو ندارم......هر کاری می خوای بکن با زندگیم.....فقط خدا ظرفیتش رو هم بده که اینجوری وا نرم!!!

* چه حس شیرینی که وقتی تو پارک قدم می زنی بچه هات ببیننت و داد بزنن خانوووم معلم و تا میای بچرخی ۳ تا وروجک بپرن بغلت و بهت  بگن که دلشون برات تنگ شده...خدا این حس شیرین رو مستدام کنه...انشاالله!

مرو فاطمه.............عشق علی

ی‍ـــــــــا حض‍ــــــــــرت مادر(س)

 

نیمه شب تابوت را برداشتند
بار غم بر شانه‌ها بگذاشتند

هفت تن، دنبال یک پیکر، روان
وز پی‌ آن هفت تن، هفت آسمان

این طرف، خیل رُسُل دنبال او
آن طرف احمد به استقبال او

ظاهراً تشییع یک پیکر ولی
باطناً تشییع زهرا و علی

امشب ای مَه، مهر ورزو، خوش بتاب
تا ببیند پیش پایش آفتاب

دو عزیز فاطمه همراه‌شان
مشعل سوزان‌شان از آه‌شان

ابرها گریند بر حال علی
می‌رود در خاک آمال علی

چشم، نور از دست داده، پا، رمق
اشک، بر مهتاب رویش، چون شفق

دل، همه فریاد و لب، خاموش داشت
مُرده‌ای تابوت، روی دوش داشت

آه، سرد و بغض، پنهان در گلوی
بود با آن عدّه، گرم گفت و گوی

آه آه ای همرهان، آهسته‌تر
می‌برید اسرار را، سر بسته‌تر

این تنِ آزرده باشد جان من
جان فدایش، او شده قربان من

همرهان، این لیله‌ی قدر من است
من هلال از داغ و این بدر من است

اشک من زین گل، شده گلفام‌تر
هستی‌ام را می‌برید، آرام‌تر

وسعت اشکم به چشم ابر نیست
چاره‌ای غیر از نماز صبر نیست

چشم من از چرخ، پُر کوکب‌ترست
بعد از امشب روزم از شب، شب‌ترست

مرهمی خرج دل چاکم کنید
همرهان، همراه او خاکم کنید

 

**************ضمبمه:

* فاطمیه...کوچه....کتک.....چادر خاکی.....لگد.....در....آتیش....محس‍ــــــن ..........آخ مادرم

تسلیت شبهای سیاه فاطمیه....

فاطمیه حس می کنی چادر خاکی پرچم شده.............فاطمیه حس می کنی باز دوباره محرم شده............

* تو ادامه مطلب متنی رو گذاشتم فکر می کنم از سخنرانی های حضرت آقاست مربوط به فاطمیه 1427 ظاهرش یه ذره طولانیه اما انقدر پر باره که ارزش چندین بار خوندن رو هم داره........بخونید تا هم جوابی برای آدمهای(!) لعینی که به هر بهانه ای سعی می کنن ما و اعتقادات و دلخوشی هامونو زیر سوال ببرند داشته باشین هم عزاداریهاتون پر مایه تر باشه این شبها.......

بازهم تسلیت...............

 

ادامه نوشته

ای پیر که مجموع پریشانی مایی!!!

دوران جوانی، دوران شورانگیز عواطف، احساسات، آمال و آرزوهاست. جوان بی آرزو، شوق زندگی ندارد. پیری است در کسوت جوانی!

او نیز در عنفوان جوانی آرزو داشت عمر خویش را در قم، کانون علم و دانش سپری کند.دنیا و آخرت او قم بود و امال و آرزوی او تحقیق و تحصیل.

خیال آسوده ای نداشت. بیماری پدر زجرش می داد و او مجبور بود هر از گاهی از قم به مشهد برود، روزهایی را با پدر همراهی کند و باز به قم برگردد. بی تردید آن روزها، از دشوارترین دوران عمر او به شمار می آمدند. درس و بحث و تحقیق و تدریس، دل و دماغ می خواهد. خیال آسوده و فراغت بال می طلبد. رنج پیرمردی 70 ساله که چشم امیدش به سوی اوست، رنجورش کرده بود. چشمی که می رفت برای همیشه نابینا شود.بایستی جای او باشید تا سنگینی مسئولیتی را که بر دوش خویش حس می کرد، شما نیز احساس کنید.

هرگاه فرصتی می جست، بلافاصله می امد مشهد تا پدر را ترو خشک کند، نزد پزشکی ببرد و کار معالجه اش را دنبال کند. مونس تنهایی اش باشد و اگر فرصتی پیش آمد، قدری برایش کتاب بخواند و با او گپی بزند. معالجات در مشهد جواب نمی داد. پدر مطلقا نمی دید و او بایستی دستش را می گرفت و راهش می برد...

خدا می داند که این امر برای او که جوانی حساس و لطیف و عاطفی بود، تا جه حد سخت و دشوار می نمود!

نمی دانست چه کند. اگر می امد مشهد، از همه آرزوهای خویش و آینده و سعادت خویش باز می ماند و اگر می ماند قم، فکر پدر لحظه ای راحتش نمی گذاشت. تردید خوره جان آدمی است. نمی دانم تا کنون در اوان جوانی به چنین مخمصه هایی برخورده اید؟ انسانی ایستاده بر سر دوراهی؛ بی هیچ نشانی و یا علامتی از درون و برون! آه که چقدر دشوار است!

به جد خویش متوسل شد. نمی دانم...یک لحظه دستش را گرفتند، نمی دانم...فقط می دانم هرچه بود در آن عصر تابستانی مسیر او را بردند به خانه دوستی. دولت سرایی که مضطرب و نگران و مردد در ان وارد شد، بشاش و اسوده بیرون آمد! سید علی برای او خیلی عزیز بود. شنیدن این جمله از او که "خیلی دلم گرفته و ناراحتم..." فشردش. دلش را به رنج آورد. حرفهایش را شنید، تامل مختصری کرد گفت: "شما بیا یک کاری بکن و برای خدا از قم دست بکش و برو در مشهد بمان. خدا دنیا و آخرت تو را می تواند از قم به مشهد منتقل کند."

تبسمی که مدتها بود از لب های او محو شده بود، دوباره به لبها بازگشت و چشمانی که چندی بود از غصه به گودی نشسته بود؛ دوباره درخشید.

از قم دست کشید، به مشهد آمد و لحظه به لحظه دید که خدا چگونه دنیا و آخرت او را آنگونه که خود می خواهد رقم می زند. نه تنها او دید که ما نیز دیدیم.

آن جوان برنا که روزی خود سر در گریبان غم و اندوه فرو برده بود، امروز پایان شب سر به گریبانی ماست!

یعقوب که می رفت؛ به ما پیرهنی داد

می گفت که تو یوسف کنعانی مایی

او را می شناسید؟!

برگرفته از کتاب زیبای‌"می شکنم در شکن زلف یار"

 

ضمیمه به این پست:

* سرور ما، رهبر ما، اینجوری شده سید علی! نه تنها یک رهبر که یک مراد به تمام معنا برای مریدهای تشنه ای مثل من! یک امام! یک راهبر!

* من متاسفم واسه اونایی که.... بی خیال بذار دهنم باز نشه!...دلم خیلی پره!!!

* مردم، همیشه نور خدا منجلی شود/ در سینه ای که مملو مهر ولی شود

  من افتخار می کنم آری خدا کند/ جانم فدای حضرت سید علی شود

 

کل یوم عاشورا کل ارض کربلا

هنوز حنجره علی اصغر، مظلومیت تلاوت می کند

   ودستان بریده عباس به تمنای یاری گشوده است

         اگر لبان وضو گرفته داری از عاشورا بگو

           و اگر تشنگی را می شناسی از نازکای حنجره اصغر بگو.

راه حسین (ع) هنوز هم رفتنی است و کاروان کربلا هنوز هم یاور می خواهد.

                                                   

اینم از محرم و صفر.....رفت!.....به چه سرعتی!!!

این دوماه با همه غم و اندوهی که داره ، یه آرمشی توشه که هیچ جای سال پیدا نمیشه. انگار امام حسین(ع) در خونشو باز کرده همینجور اکرام می کنه. ماهم گدا، از خدا خواسته، میریم زانو بغل گرفته تو دالون خونه اش می شینیم. من رو سیاه که روم نمیشه پام رو از دالون خونه اش اونورتر بذارم (خوش به حال اونایی که آقا دعوتشون می کنه داخل!)

محرم و صفر که تموم میشه....آقا کرمش زیاده از خونه اش که بیرونمون نمی کن ولی ...زرق و برق بیرون...خدایا نکنه آقا از چشای ما بدونه حواسمون به زرق و برق های بیرون از خونشه بگه پاشین برین دنبال همونا! ...نکنه ما... نکنه پامون و بذاریم بیرون....نکنه بلغزیم.....خدا، خدا خودت گواه باش ما هر جا بریم تهش برمی گردیم در خونه همین آقا....خدا ما هر کی باشیم هر چی باشیم آخرش گدای در خونه همین آقاییم......

خدایا به حرمت این آقا پناهمون بده از لغزش ها!

دلتون پر نور

عزاداری هاتون قبول، ایشاالله مزدش رو بگیرید

مواظب چشمای قشنگتون باشید

یا علی

*  ختم 14 صلوات نذر تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) یادتون نره، بسم الله،

 

غربت قصه ناتمام این خاندان است

                                              

 

شیعه یه خاندان میشناسه که کلا خانواده غریبی ان!

از خود حضرت رسول گرفته تا دردانه این خاندان حضرت مولا صاحب الزمان: خودمونیم دیگه داریم واسش کم میذاریم همین ماهایی که ادعامون میشه....

اما این خاندان یه عضوی داره که غربتش و مظلومیتش منو میکشه، بدجور زمینم میزنه!

یه بار یکی میگفت کاش اونروز ما بودیم مدینه سینه سپر می کردیم جلو جنازه امام حسن(ع) نمی ذاشتیم جنازه ارباب رو تیربارون کنن.... جوونای مدینه که مولاشون رو تنها گذاشتن، تابوت و تن یکی شد...کاش ما، کاش ما میدون رو خالی نکنیم!

آخ...جانم حسن

حس می کنم امشب حضرت زهرا(س) هی میره حرم باباش هی میاد بقیع سر مزار پسرش، هی تو مسیر میگه بابا دیدی چی  شد بعد رفتنت؟ دیدی حرمتت رو نگه نداشتن حتی دو ماه؟ بابا دیدی علی تنها شد؟ دیدی یکی یکی بچه هامو..... امشب بقیع منوره آخه فاطمه میشینه کنار مزار حسنش هی  شمع روشن میکنه دور مزار آقای غریب هی میگه: جانم حسن.....میوه دلم حسن...غریبم حسن...سنگ صبورم حسن.....

آخه یه روزی هم یه جایی تو همین شهر حسن جلو یه در سوخته زانوی غم بغل گرفته بود هی می گفت: مادر غریبم...مادر غریبم.....

غربت قصه ناتمام این خاندانه

من انگار روضه خون شدم امشب.....حالم اصلا خوب نیست....

 

 

ضمیمه به این پست:

* تسلیت میگم این شبهای غم گرفته آخر صفر رو.....و این آغاز غربت علی (ع) است.

* افتخار میکنم....خواستم بگم من کنیز پسر فاطمه ام اما دیدم من کجا و حسن(ع) کجا!!! مولای غریب من، خاک پای تو میشوم تا.........

*  ختم 14 صلوات نذر تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) یادتون نره، بسم الله، حضرت مولا که بیاد شاید کمی از غربت حسن(ع) کم بشه....حسن هنوز هم غریبه!!!

 

این روزهای من

یک روز برای دیدنت می آیم!

 

                       

 

چقدر حالم یک جوریست این روزها!   چقدر حالم مال خودم نیست!   یک چیزی توی دلم هی بالا و پایین می پرد!

آقا را که می بینم توی تلویزیون، دلم می خواهد بپرم و دستهایم را حلقه کنم دور گردنش .....

وقتی می بینمش انگار همه جانم می رود از تنم، انگار برای اولین بار است که می بینمش ...

تمام نمی شود ذوق کردنم.... اصلا سیر نمی شوم هر چه زل می زنم توی چهره دلربایش....

چقدر نور می پراکند این پیر ما! و چقدر خواستنی است...!!!

 

ضمیمه به این پست:

چه خوش خیال است!... فاصله را می گویم!!... به خیالش تو را از من دور کرده... نمی داند تو جایت امن است... اینجا... میان دلم....!!! 

التماس دعای فراوان

کربلایی شوید و کربلایی بمانید، یاحق

ختم 14 صلوات نذر تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) ، بسم الله

 

قانون عاشقی

چند وقتی بود با چند تا از همکلاسی هاش کل کل داشت. سر چی؟...آقا سید علی

این یکی ولایی دو آتیشه ! و اونا ... بهتره نگم چی بودن دیگه خودتون می دونید!

تقریبا کل کلاس هم می دونستن این با اونا سر همین قضایا با هم کل کل دارن.

همه هم می دونستن که این یکی هلاک سید علی ... راه به راه،... سید علی از دهنش نمی یفته!

گفته بودن سید علی هاش صلوات (رو چه حسابی نمی دونم)... پا شده بود به احترام آقا صلوات فرستاده بود ... تنهایی!!!

(ها! دهنت خوشبو! حالا که به اینجاش رسیدیم بفرست صلوات قشنگه رو به احترام آقا سید علی)

گفتن حالا چرا می گی سید علی تو که این همه ادعات میشه عاشقشی؟  اینه قانون عاشقیتون؟ ما به این می گیم بی احترامی. لااقل بگو آقای خامنه ای!

گفته بود: "نه دیگه وقتی بگم آقای خامنه ای انگار دارم می گم آقای همکلاسی، آقای همکار، آقای همسایه (!!!) اما وقتی می گم آقام سید علی... این اوج عاشقی ... انگار کن دارم محبوبم رو صدا می زنم.

هیچ جای دنیا واسه عاشقی قانون خاصی ننوشتن!

...

  و من   از زبان میلاد تهرانی می نویسم:    تا هر کجا که بگویی می آیم .... حتی چندین قدم بیشتر!.... عشق هیچ وقت ما  را محدود نکرده .... او با آزادی ق....رن هاست که برادر است!!!

 

ضمیمه به این پست:

·    گفتند چنین عاشق و شیدای که ای / مدهوش که و در خم ابروی که ای

گفتند  بگو  به  قصد  قربت  گفتم  /  سید  علی  حسینی  خامنه ای

 

 ·         این پست رو تقدیم می کنم به دوست خوب و ولاییم "زهرا" ی عزیز... براش آرزوی موفقیت می کنم که این روزها سخت مشغول آرزوهاشه!

·         این روزها وقتی می گم "زهرا" سرتاپام انگار آتیش میگیره ... پر میشم ازعطریاس....یا زهرا (س) 

خدایا شکرت!!!

·         دل رفت ... مبارک باد ... در این راه اگر جان برود هم بپسندیم!!!  (خواجه عبدالله انصاری)

 

* ختم 14 صلوات نذر وجود مقدس آقا امام زمان(عج) ، بسم الله

اثبات ولایت فقیه

پیش از متن بخوانید: عزیزان جان سلام . یه توضیح بدم راجع به این پست که قرار نبود این باشه: بنده طبق درخواست یکی از دوستان خوب والبته حق خواهمون که خواسته بودن ولایت فقیه رو بر اساس روایات براشون ثابت کنم یه تحقیق مختصر و کج و کوله ای انجام دادم و از اونجایی که نتیجه اش طولانی شد به عنوان یه پست گذاشتمش تو وبلاگ که بقیه دوستان هم اگه خواستم ازش استفاده کنن دیگه به هر حال می دونید ولایت فقیه مبحثی نیست که بشه تو دوسه تا خط جمعش کرد و از همین بابت هم ازتون معذرت می خوام و یه معذرت خواهی دیگه بابت اینکه که متن رو عامیانه نوشتم بیشتر شبیه یه بحث خوشحال میشم شما هم تو این بحث شرکت کنید. یا علی

 

اثبات ولایت فقیه

1.      حضرت مهدی (عج) در زمان غیبت صغری چهار تن رو انتخاب فرمودند به عنوان جانشین خودشون و برای اینکه در نبود امام، مردم به اونها مراجعه کنند. این یعنی اینکه وجود یک ولی و سرپرست در نبود امام یه امر ضروری. حالا وقتی در زمان غیبت صغری که کوتاه تر بوده مردم نیاز به سرپرست دارن در زمان غیبت کبری که می بینید الاماشالله هر روز هزارویک فتنه سر راه ملت مسلمان قرار می گیره آیا این عاقلانه است که ما بی ولی و سرپرست باشیم؟ ضمن اینکه خود امام نیز در توقیع شریفشون به اسحاق بن یعقوب کلینی فرمودند: "اما در پیش آمدهای روزگار به راویان حدیث ما رجوع کنید؛ چرا که آنان حجت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر آنانم" (وسائل الشیعه، ج 18، ص 101)

صاحب جواهر در توضیح این روایت می فرماید: "ظاهر این جمله به روشنی دلالت دارد که فقیه، حجّت امام زمان (عج) و دارای تمام اختیاراتی است که خداوند تعالی به آن حضرت داده است"  (جواهر الکلام، ج 21، صص 395 – 397)

تو این عبارت اومده راویان حدیث اما از اونجایی که قرار نیست و اصلا امکان پذیر نیست که یک امت چندین  رهبر داشته باشه از بین اونها برترین به عنوان رهبر انتخاب میشه که هدایت ملت رو به عهده بگیره. همین طور که امام علی (ع) در نهج البلاغه خطبه 173 فرمودند: "ای مردم! شایسته ترین مردم برای حکومت کسی است که از دیگران تواناترو به دستور خدا در امر حکومت داناتر باشد."

2.      امام علی (ع) می فرمایند: "رسول گرامی اسلام، در میان شما مردم جانشینانی برگزید که تمام پیامبران گذشته برای امت های خود برگزیدند؛ زیرا آنها هرگز انسانها را سرگردان رها نکردند و بدون معرفی راهی روشن و نشانه های استوار، از میان مردم نرفتند." (نهج البلاغه ، بخش 6 از خطبه 1)

طبق گفته افرادی که اصل ولایت فقیه رو رد می کنن مردم در زمان غیبت امام زمان(عج) به حال خودشون رها شدن و این یعنی رد کلام معصوم! چون طبق این جمله امام علی (ع) انسان حتی در زمان غیبت که دسترسی مستقیم به امام امکان پذیر نسیت هم نیاز به یک رهبر که جانشینی برای امام باشد داره اون هم تو این شرایطی که ما هرچه بیشتر به سمت ظهور پیش می ریم تنوع فرقه های انحرافی  که سر راه ما قرار می گیره هم بیشتر میشه.

به نظر شما آیا وقتی ما رهبری برای هدایت نداریم؛ و کسی نیست که حرف امام رو برای ما تفسیر کنه و ما رو و جامعه رو با شرایط ظهور منطبق کنه در صورتیکه خدای نکرده دچار انحراف بشیم  این انصافه که بعدا خدا یقه ما رو بگیره و بگه چرا؟ خب ما دلیل داریم" کسی نبود که هدایتمون کنه" در صورتیکه خدا می فرماید من حجت رو بر بنده ام تمام کردم ...

اینجا ممکنه کسی بگه که حجت با نزول پیامبر و وحی بر بندگان خدا تمام شد. بله درسته اما اگر قرار بود آدم با این عقل ناقصش خودش وحی رو بفهمه پس فلسفه وجود یازده امام چیه؟ شاید کسی بگه عقل انسان امروز با عقل آدمهای 1400سال پیش قابل مقایسه نیست. بله اما متاسافانه آدمیزاد هر چی به عقلش اضافه میشه خرابکاری ههاش تو دنیا بیشتر میشه. اگر عقل و شعور انسان اونجوری که باید رشد کرده بود این همه فساد و اینهمه فرقه های رنگارنگ پس از کجا اومد؟ اصلا اگر عقل انسان رشد کرده چرا باید امام زمان تشریف بیارن؟

ضمن اینکه  طبق روایتی از امام صادق (ع) : "فقیهان، امانت داران پیامبرانند."  (الکافی، ج 1، ص 46)

پس در زمانی که ما به امام دسترسی نداریم و در شرایطی که هنوز عقلمون به حد کمال نرسیده این فقیهی که به عنوان رهبر انتخاب شده مانع از انحطاط جامعه می شه.

3.      یه خانواده خیلی بخواد پر جمعیت باشه 20 نفره است! یک خانواده با این جمعیت اندکش برای اینکه از هم نپاشه و برای اینکه از شکل خانوده بودنش خارج نشه به یه سرپرست احتیاج داره به یه پدر! پس چطور امت اسلامی و جامعه مسلمان که تمام دنیای کفر دست به دست هم داده تا سرکوبش کنه به پدر، به یه پشتوانه، به یه سرپرست احتیاج نداره؟ درسته امام زمان که تشریف فرما شدن خودشون همه دنیای کفر رو نابود خواهند کرد؛ اما الان که امام حضور ظاهری ندارن چیکار باید بکنیم؟ امروز که شاهدیم خیلی از جوانهامون دارن از دست می رن، به انحراف کشیده میشن؛ اینا رو باید چیکار کنیم؟

شمایی که داری این مطلب رو می خونی به خودت و به ایمان خودت نگاه نکن خیلی ها ایمان شما رو ندارن به راحتی پشت پا می زنن به همه چی. مثل شما هم عاقل نیست بشینن ببینن حقیقت کدومه!  یه حرف قشنگ منحرفشون میکنه! در صورتیکه خدا می فرماید: "مومنان نباید کافران را به جاى مومنان دوست و ولى خود بگیرند و هر کس چنین کند از لطف و ولایت خدا بى بهره است" (آل عمران، آیه 28)

و طبق آیه 60 سوره نساء " می خواهند طاغوت را در اختلافات خود حاکم قرار دهند در حالیکه مامور شده اند به طاغوت کفر ورزند."

همه ایمانشون در یه حد نیست! در شرایطی که خیلی ها ظاهر مومنین رو به خودشون گرفتن اما در حقیقت از کافر بدتر عمل می کنن؛ اونی که نمی تونه کافر رو از مومن تشخیص بده چه اتفاقی براش میفته؟ وقتی رنگ و لعاب قشنگ منافقین رو می بینه گمراه میشه. به قول یه رو حانی خوش بیانی "جوان رو اگه رَب نشونش ندی رُب نشونش می دن رنگیش می کنن می برنش!" تو این شرایط کی و چی می تونه مانع از گمراهیش بشه؟ چیزی غیر از اعتقاد به ولایت فقیه و گوش سپردن به فرامینش؟ که امام بزرگوارمون حضرت امام کاظم(ع) می فرمایند: "مؤمنان فقیه، دژهای محکم و استوار اسلام هستند، همان گونه که دژها و حصارهای اطراف شهر، شهر را محافظت می کنند." (الکافی، ج 1، ص 28)

4.      طبق روایتی از مولای شهیدمون امام حسین (ع): "مجراهای امر در احکام به دست علمای الهی است که امین بر حلال و حرام خدا هستند." (تحف العقول، ص 238)

فقیه در اصطلاح امروز همان شخصی است که در روایات با تعبیر " عارف به حلال و حرام " و امثال اون معرفی شده است (طبق بیان عالم گرانقدر جناب مصباح یزدی) پس طبق این روایت در نبود امام باید به عالم فقیه مراجعه کرد.

و بر اساس روایتی از امام صادق (ع): " ...حاکمی که منصوب عام از طرف معصوم است، اطاعتش واجب است و اگر کسی حکم او را نپذیرد مانند آن است که حاکمیت معصوم را نپذیرفته است." (اصول کافی، ج1، ص67)

پس بر اساس این روایت در زمانی که معصوم حضور ندارد اطاعت و عدم اطاعت از فقیه به معنای پذیرش یا رد خود معصوم است. (طبق بیان عالم گرانقدر جناب مصباح یزدی)

5.      یکی از سیاستمداران امریکایی اخیرا اعتراف (!) کرده که جامعه غرب هر چی می کشه از بی پدر و بی رهبری می کشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

این رو متاسفانه یادم نیست کجاخوندم یا شنیدم.

6.      مجموع روایات و آیات به کار رفته در این پست رو می تونید در ادامه مطلب بخونید.

 

ضمیمه به این پست:

* هرکه بی ولی باشد عاقبت سیه بخت است / پیمودن راه حق، بی امر ولی سخت است

انقلابمان هرگز منحرف نخواهد شد / تا سید علی باشد ما خیالمان تخت است

 بنده این شعر رو از وبلاگ در مدح امام خامنه ای گرفتم. داداش یاسر نویسنده خوب این وبلاگ در مدح حضرت آقا شعرای زیادی گفتن که دوستان می تونن شعرها رو تو وبلاگ ایشون ببینن. ولی من این دو بیت رو خیلی دوست دارم راستش رو دیوار اتاقم هم نوشتم که هی چشمم بهش بخوره و همیشه یادم باشه که : حقیقتا "هر که بی ولی باشد عاقبت سیه بخت..."

ما عاقبت افرادی که پشت کردن به ولایت رو به طور مکرر می بینیم در تاریخ و در زمان حال اما نمی دونم چرا عبرت نمی گیریم.

 

التماس دعای فراوان

کربلایی شوید و کربلایی بمانید، یاحق

ختم 14 صلوات نذر تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) ، بسم الله

 

ادامه نوشته

چرا "اللهم عجل لولیک الفرج" ؟!

"اللهم عجل لولیک الفرج" اما چرا؟!

تا حالا بهش فکر کردین؟ فکر کردین ما چرا دعا می کنیم آقا زودتر بیاد؟ تا حالا عمیق شدین ببینید ما آقا رو واسه چی می خوایم؟

تو یه مجلسی بودم خاص حضرت مولا، آقایی که داشت مجلس رو می گردوند فریاد می زد" آی گرفتارها، آی مریض دارها صداش کنید یا مهدی..." و واسه اینکه مجلس رو گرمتر کنه بیشتر فریاد می زد و می گفت" مگه گرفتار نیستی مگه مشکل نداری پس صداش کن دعاش کن عجل علی ظهورک..."  

این اولین مجلسی نبود که شنیده بودم وقت صدا زدن آقا مداح همچین جملاتی رو به کار می بره. اما اونجا یه لحظه دلم گرفت حس کردم اون آقا شدیدا اصرار داره فقط  بیچاره ها و مریض دارها آقا رو صدا بزنن!!!

می دونم الان دارین به چی فکر می کنید! آره همه ما گرفتاریم همه ما مشکل داریم همه ما کلید قفل های زندگیم تو دست آقاست. می دونم دست های مبارک آقا به گره زندگی ماست و نگاهش به آسمون تا خدا اراده کنه  که با یه اشاره آقا گره از مشکلات زندگیمون باز کنه...اما حرف من توسل به آقا نیست من نمی خوام اینجا راجع به توسل صحبت کنم...حرف من اینه:

بچه که بودیم وقتی از آقا می خواستن واسمون بگن می گفتن " یه آقای خیلی بزرگی می یاد که خیلی زور داره وقتی بیاد خیلی ها زیر شمشیرش کشته می شن وقتی بیاد کلی خونریزی راه میفته تا بالاخره حکومت برقرار شه وقتی بیاد چی و چی و چی !!!

از اون آقای ناز و مهربون و دوست داشتنی که مرام و مردونگی رو از "علی (ع)" به ارث برده برامون چیزی ساخته بودن که حتی وقتی تو عالم بچگی به عظمتش فکرمی کردیم می فهمیدیم یه جای کارمی لنگه: "اگه آقایی که می گن این همه مهربونه پس چرا انقدر آدم می کشه؟اصلا اگه قراره این همه آدم بکشه چرادعا مکنن بیاد؟! "

                                     

این چیزها رو یادتونه؟ انقدر گفتن نگید، آقا رو اینجوری تعریف نکنید، حکومتش رو اینجوری توصیف نکنید؛ تا اینکه بالاخره زدن تو خط شیرینی های حکومت آقا و از اونجایی که ما اصولا عادت داریم یا از اینور بوم بیفتیم یا از اونور بوم...باز هم افراط؛ انقدر از شیرینی ها گفتن و حکومت مولا رو با بهشت مقایسه کردن که اصل مطلب فراموش شد، اون خواسته اصلی اون نیاز اصلی فراموش شد، شخص خود آقا "صاحب الزمان(عج)" حرف من اینه:

"اللهم عجل لولیک الفرج" فقط واسه اینکه مشکلات ما حل شه؟ آقا بیاد تا فقط دوای دردهای ما باشه؟ آقا بیاد که یه دست بکشه رو سر زندگی ما همه گره ها از مشکلات زندگیمون باز شه؟

قبول دارم این وعده خداست که زمین به صالحین می رسه! این وعده خداست که با ظهورمولادردی تو دنیا نمی مونه! این وعده خداست که با ظهور آقا دنیا رنگ خوشی به خودش می گیره اما... این بی انصافی نیست که آقا رو فقط برای ساختن جامعه ای که هیچ دردی نداره بخوایم؟ 

تو دعا کردن های ما و تو اللهم عجل گفتن های ما جای خود آقا کجاست؟

اگه آقا رو می خوایم که فقط بیاد تا دنیا گلستان بشه پس حب به امام و ولایت چی می شه؟ اگه قرار بر اینه اونوقت اون معرفتی که "ابالفضل با عظمت" و همه شهدای کربلا رو تو روز عاشورا نگه داشت کنار امام حسین(ع)" تکلیفش چی میشه؟ تکلیف اون حبی که باعث شد ام المصائب تا آخرین لحظه کنار امام حسین بمونه و اون همه مصیبت ... اگه قرار بر اینه پس اون بصیرتی که تو دفاع مقدس خودمون باعث شد اون همه جوان به فرمان امامشون سینه سپر کنن جلوی دشمن بعثی، جاش کجاست؟

می خوام اینو بگم: اگه قرار باشه همین جوری پیش بریم و به جای بالا بردن حب و بصیرتمون نسبت به مولا تو رویای شیرین حکومت پس از ظهورش سیر کنیم میشیم مثل اونایی که امروز به خاطر یه ذره گرونی پشت می کنن به ولایت آقا "سید علی" و حتی، حتی یه عده اصل انقلاب و حکومت اسلامی رو می برن زیر سؤال! اونوقت خدای نکرده فردا پس فردا که انشاالله مولا ظهور کردن وقتی ببینیم مشکلات یکی دو روزه حل نشد پشت می کنیم به آقا و می گیم این نه اون آقایی که برامون تعریف کرده بودن ( به هر حال می دونید که قرار نیست با ظهور مولا معجزه ای رخ بده دنیا روال عادی خودش رو طی خواهد کرد) می خوام بگم اگه به جای بالا بردن محبتمون و بصیرتمون نسبت به آقا به امید این بشینیم که آقا می یاد خودش همه چی رو حل می کنه بعد از ظهور مولا حاضر نخواهیم شد یک قدم برای برپایی حکومتش برداریم.

پس خوبه تو این مجالس محبت رو بالا ببریم، عشق و بصیرت رو بالا ببریم. در ازای هر چند باری که می گیم آی گرفتارها یه بار هم بگیم آی عاشقها. به جای اینکه همیشه آقا رو صدا کنیم تا بیاد گرفتاریهای ما رو برطرف کنه یه بار هم ازش بخوایم بیاد تا از دل ما یه گذر کنه این چرک گناه از دلامون پاک شه . بیان بهش بگیم و بهش ثابت کنیم ما خودش رو واسه خودش می خوایم

آقای جمعه های غریبی ظهور کن/ دل را پر از طراوت عطر حضور کن

یه گوشه از جمال تو یعنی تمام عشق / یه دم فقط بیا و از دل ما هم عبور کن

 

تبریک میگم  میلاد مولامون رو به همه، به همه، به همه عالم، آقا مال همه عالمه عیدتون مبارک.

 

ضمیمه:

* این پست رو پیش از هر چیزی برای خود گناهکارم گذاشتم تا یادم بمونه یادم بمونه اگر بصیرتم رو نسبت به مولام بالا نبرم هرچقدر هم بشینم و برای ظهور آقا دعا کنم به هیچ جا نخواهیم رسید. اینو نوشتم که یادم باشه باید خودم رو بسازم برای ظهور آقا

* آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد / شاید دعای مادرت "زهرا" بگیرد

آقا بیا تا با ظهور چشمهایت / این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد

 

التماس دعای فراوان

کربلایی شوید و کربلایی بمانید، یاحق

ختم 14 صلوات نذر وجود مقدس آقا امام زمان(عج) ، بسم الله

اگر می خواهید کشور ایران آباد شود،...

 

...اسلام نمی خواهد جامعه ای درست کند که ماد یت دارد اما معنویت ندارد. اسلام می خواهد هم ماده و هم معنا، هم پول و رفاه هم ایمان و معنویت، هم پیشرفت اقتصادی و هم شکوفایی اخلاقی و معنوی در جامعه باشد. این حیات طیبه اسلام است.

جوانان عزیز من! فرزندان هوشیار کشور بزرگ ایران! دانشجویان، دانش آموزان، پسران و دختران، کسانی که فردای این کشور متعلق به شماست! بدانید اگر بخواهید این کشور را بسازید، باید ببینید انقلاب، ارزش های انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، آن نسخه ای را که برای ساختن ایران داده اند چیست – ایرانی که قرنهای متمادی به وسیله پادشاهان ستمگر و حکام وابسته و فاسد، ویران و خراب شده است – شما خیال می کنید که پادشاهان پهلوی به این مملکت کم ضربه زدند و ویرانی در این مملکت ایجاد کردند؟! قبل از آنها پادشاهان قاجاریه – از زماتن ناصرالدین الشاه به بعد – به این مملکت کم ضربه زدند و کم ویرانی در این مملکت ایجاد کردند؟!

انقلاب این ویرانیها را به دست چه کسانی آباد می کند؟ به دست شما. اگر می خواهید کشور ایران آباد شود، رفاه و رونق اقتصادی، پیشرفت همه جانبه، عزت سیاسی، امنیت اجتماعی، امنیت شغلی، دانش و پیشرفت این کشور را روشن و نورانی کند این دو چیز را باید در نظر بگیرید- تحقیقات از یک طرف و معنویت از یک طرف – ، این دو چیز وظیفه همه قشرهای آگاه است؛ کاسب، کشاورز، صنعتگر، کارگر، محصل، استاد، معمم، فرهنگی و روحانیون محترم، این دو چیز را باید در نظر بگیرند.

(رهبر معظم انقلاب اسلامی – در جمع مردم ساری به تاریخ 22/7/74)

التماس دعای فراوان

کربلایی شوید و کربلایی بمانید، یاحق

ختم 14 صلوات نذر وجود مقدس آقا امام زمان(عج) ، بسم الله

حیدریم حیدری

 

گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی

عجب آنجاست خدا هم به علی می نازد

 

عید  اکبر، عید ولایت، عید غدیربر تمام شیعیان مبارکباد.

ضمیمه این پست:

- یه رفیق دارم از اهل سنت هر سال عید غدیر رو تو خونشون جشن می گیرن! ... مگر مهرعلی را می شود کتمان کرد؟....

 

التماس دعای فراوان

کربلایی شوید، یاحق

ختم 14 صلوات نذر وجود مقدس آقا امام زمان(عج) ، بسم الله

 

یه دل با دو تا داغ

پیش ازمتن: عزیزان جان لطف کنید نظرات خصوصی ارسال نفرمایید. نظرات قبل از نمایش باید به تایید برسه اگر تمایلی ندارید که پیامتون نشون داده بشه بگید نشون نمی دیم خصوصی ارسالش نکنید به خاطر حفظ جان قالب وبلاگ گفتم. پیشاپیش از همکاریتون کمال تشکر رو دارم. کربلایی شوید. یاحق

 

"بسم الرب الخامنه ای"

این روزها که حضرت آقا تشریف بردن قم هرچند خوشحالم که افتخار دیدار آقا نصیب مردم خوب این شهر مقدس شده؛ اما یه ذره (راستش خیلی) حالم گرفته است، یعنی هر وقت امام خامنه ای با گروهی از مردم دیداری دارند من حالم اینجوری می  شه! دلم می گیره از بی لیاقتی خودم! یاد چند سال پیش می یفتم که آقا قدم به روی چشمهای مردم لارستان گذاشتن و تشریف آوردن اینجا و من لیاقت نداشتم ایشون رو زیارت کنم.

اون  روزها دانشجوی اصفهان بودم. چقدر حرص و جوش خوردم که لار نیستم، گریه می کردم که نمی تونم آقا رو ببینم. بالاخره تصمیم گرفتم چند روزی بی خیال درس و دانشگاه بشم و بیام لار، آخه شاید دیگه هیچ وقت فرصتی برای دیدار یارنصیبمون نشه! خلاصه عزم برگشتن به وطن کردیم که...

اسم نوشته بودم واسه مشهد، قرار بود با بروبچه های دانشکده بریم مشهد؛ و خب زد و اسم ما همون زمانی در اومد که آقا می خواستن تشریف بیارن لار. هر چی زدم تو سر و کله خودم که اسم ما رو جا به جا کنید تو لیست بذارید با بچه های گروه بعدی برم مشهد نشد که نشد. و من موندم سر یه دو راهی که ته هر دوتاش قشنگ بود. از یه طرف تصور گنبد طلای امام رضا(ع) دلم رو هوایی حرمی می کرد که 10 سال انتظار دیدارش رو می کشیدم. از یه طرف گزارش هایی که لحظه به لحظه از لار می گرفتم که حالا واسه استقبال از آقا چه  کارهایی کردن دلم رو غصه دار می کرد. جاتون خالی مریضی یکی از بچه های اتاق رو بهونه کردم نشستم یه دل سیر گریه کردم!  (چه بساطی بودها!)

خب دیگه بالاخره باید انتخاب می کردم. منم مشهد رو انتخاب کردم. انصافا سفر خوبی بود ولی خب به دلایلی زیاد بهم نچسبید! زیارتی نبود که بعد 10 سال انتظارش رو داشتم. ولی هیچ  وقت یادم نمی ره نمازهای صبح حرم رو! یادش بخیر!!!

حالا من موندم و یه دل با دو تا داغ!

- دوست دارم یه بار دیگه پاهای بی لیاقتم باز شه به حرم. سفر قبلی رو هیچوقت نتونستم زیارت حساب کنم؛ پس به عبارتی الان 13 ساله آقا رو زیارت نکردم. مشهد رفته ها دعا کنید همه اونایی که داغ زیارت ضامن آهو به دلشونه به آرزوشون برسن.

- خدایا یعنی می شه منم یه بار چشمم منور شه به دیدار سلاله زهرا امام خامنه ای؟ یه بار می شه منم بشینم جلوش و نگاه بدوزم به نگاه مهربونش و از شوق دیدارش بارون اشک ببارم؟

"الهی به امید تو"

ختم  صلوات نذر وجود مقدس آقا امام زمان (عج)، بسم الله

شهدا حقیقت ماجرا هستند...

"بسم الرب الشهدا و الصدیقین"

"بسم الرب الخامنه ای" 

دوستان گرامی؛ همراهان عزیز، سلام

قبلا یه مطلب دیگه برای این پست آماده کرده بودم اما دیشب یه چیزی توی یکی از وبلاگهای مخالف خوندم، حالم رو خیلی گرفت این شد که تصمیم گرفتم این پست رو به این موضوع اختصاص بدم:

این آقایی که ما دیشب سر از وبلاگش درآوردیم اتفاقی، صراحتا اعلام کرده بود که وبلاگش رو به جهت مخالفت با نظام (مقدس) جمهوری اسلامی طراحی کرده و ....

اما مسئله ای که می خوام طرح کنم اینه که این آقا یه مطلب نوشته بود با این محتوا که خانواده های همت و باکری هنگام ورود به منزل کروبی مورد ضرب و شتم مامورین قرار گرفتن و کلی روی این مطلب مانور داده بود و دو تا عکس هم ازاین دو شهید بزرگوار گذاشته بود و مثلا می خواست دو تا موضوع رو مطرح کنه: اول اینکه بگه ببینید برخورد خشونت آمیزبسیجی ها رو و دوم اینکه بگه "زکی" ببینید خانواده های آدمایی که شماها بهشون می نازید هم با ماهستن و...

                               

و اما من می گم:

حرف اول: این شخص و اشخاصی مثل ایشون که نه خود شهید رو قبول دارند، نه انقلاب رو، نه دفاع مقدس رو اونجوری که بوده پذیرفتن، نه ولایت رو و نه می تونند شهادت رو ترجمه کنند و حتی جون دادن در راه ولایت و دین و وطن و ناموس و تمام ارزش ها و اعتقادات یک انسان براشون معنایی نداره؛ به چه حقی از این مسایل به نفع خودشون استفاده می کنند؟ چرا انسانی که هیچ احترامی برای شهدا قائل نیست بعضا توهین هم می کنه، و پشت پا زده به تمام تفکرات و ارزش هایی که  شهدا به خاطرش جنگیدند ( جنگ نه دفاع کردند) چرا این آدم زمانی که (خرش تو گل گیر می کنه) و دستش به هیچ جا بند نیست و دیگه هیچ راهی برای ضربه زدن نداره به ارزش های ما پناه می آره و از اونها و خانواده هاشون مایه میذاره؟

حرف دوم: همت و باکری و امثال اینها نور چشمان ما هستند و خانواده هاشون روی سر ما جا دارند؛ همت ها و باکری ها، رستم ها و آرش های حقیقی این سرزمینند و خانواده هاشون تا ابد برای ما محترمند. وظیفه ما امروز دراین شرایط حساس خیلی سنگین تر از اینه که بخوایم با این نقشه های پیش پا افتاده اونها خودمون رو مشغول کنیم. ما فرصت نداریم که یقه اینو اون رو بگیریم و بگیم چرا با ما نیستی و با اونی؟ وظیفه ما اینه که اعتقاداتمون رو با صدای بلند فریاد کنیم و با تمام وجود ازشون دفاع کنیم. برای ما فرصتی نیست که با کل کل های بچگانه با اونها سرمون رو گرم کنیم و از اصل ماجرا غافل بشیم. این چیزیه که اونها می خوان! غفلت! اعتقادات ما انقدر ارزشمنده و انقدر بلنده که وقتی مطرحش کنی و تا پای جون ازش دفاع کنی تمام تفکرات پوچ و پست اونها خود به خود تنزل پیدا می کنه. همت و باکری اسوه های ما هستند و خانواده هاشون برای ما محترمند به احترام همون عزیزانی که رفتند. ما  اینها رو با دنیا عوض نمی کینم این جماعت ابله چی فکر کردن؟

حرف سوم: اونها می گن دختر فلان شهید، یا پسر اون یکی  مچ بند سبز بسته به دستش رفته تو فلان میدون به نفع فلان مردک شعار داده! ما می گیم باباهای همین ها سربند سرخ ولایت رو بستن به پیشونیشون به پشتوانه همون بسیج سینه سپر کردند جلوی تمام دنیای کفر، ایستادند تا فقط یه راه به ما نشون بدن همون راهی که خدا می فرماید: " هذا صراط المستقیم" و راه ما همینه! راهی که باکری ها، همت ها، زین الدین ها، کاوه ها، شیخی ها و خیلی های دیگه رفتند تا یه وجب از این خاک به دست نامحرم نیفته، خاک که بهونه بود رفتند تا ولایت بمونه تا دین حفظ شه تا حق بر کرسی بشینه! بعله ! راه ما اینه ما راه خودمون رو می ریم با  تمام قدرت. اینکه اونها اعلام می کنند که فرزند فلان شهید با ماست نه یک ذره ما رومنحرف میکنه نه سرعت ما رو کم می کنه و نه حتی خدشه ای به نگاه ما به این شهدا و خانواده هاشون وارد می کنه.

                            

ما می گیم : عاقلان (شما همون ابلهان بخونید) شماها نقد رو ول کردین نسیه رو چسبیدین. شما می گید خانواده همت و باکری پیرو شما هستن. گیریم که اینجوری باشه چرا خود شهدای گرانقدر رو که اصل ماجرا هستند رها کردین؟ چرا مطرح نمی کنید که شهدا چه جوری فکر می کردند و به خاطر پایبندی به چه ارزشهایی جونشون رو دادن؟ اونها اگه رفتند و امروزشدند اسطوره و قهرمان برای این سرزمین به پیروی از ولایت  بوده  تا حفظ شه اسلام. و حقیقت ماجرا شهدا هستند.

ما با اینکه فرزند شهیدی مثل باباش فکر نمی کنه مشکلی نداریم. این چیز عجیبی نیست که گاهاً پدر و فرزندی مثل هم فکر نکنند. فرزندان محترم خیلی از شهدا وضعیتی مشابه خیلی از ما جوونها دارند؛ نه انقلاب رو دیدن نه جنگ رو و نه خاطره ای از پدر دارند پس توقعی از اونها نیست. پیرمرد 80 ساله ای که که جنگ و انقلاب رو دیده و مدعی که خیلی هم برای انقلاب زحمت کشیده حالا پشت کرده به ولایت و افتخار می کنه که عکس امام پاره افتاده روی زمین این که دیگه یه جوونه مثل من.

نتیجه گیری: 1- باز هم اعلام می کنیم که شهدا و خانواده هاشون تا همیشه برای ما محترمند.2- حرفهای گمراه کننده هیچ دسته و گروهی نمی تونه ما رو از ادامه راه شهدا بازداره. 3- ما تا آخر، مقاوم می ایستیم و تا آخرین نفس از مقتدای خودمون سرورمون امام خامنه ای حمایت می کنیم. و اعلام می کنیم : "تا خون در رگ ماست، خامنه ای رهبر ماست"

 

                                        

و ...خداوندا !

آقای ما سید علی را تا ظهور مولایمان منجی عالم امکان گل نرگس، مهدی زهرا در پناه خودت محافظت بفرما و ظهور آن حضرت را نزدیک و نزدیک تر بگردان تا جهانی شاهد برقرار حق و عدالت حقیقی گردد.

آمین

صلواتی بفرستید نثار روح بلند تمام شهیدان گرانقدر این آب و خاک

التماس دعای فراوان

کربلایی شوید، یاحق

ختم 14 صلوات نذر وجود مقدس آقا امام زمان(عج)، بسم الله

 

ضمیمه ای بر این پست

عزیزان جان

گفتم ممکنه گاهی فرزندی مثل پدرش فکر نکنه ما نمی تونیم یقه اش رو بگیریم که چرا مثل بابات فکر نمی کنی حتی اگر فرزند شهیدی باشه. این حرف من ظاهرا شبهه ایجاد کرده برای بعضی از عزیزان در توضیح این مسئله باید بگم این حرف من به این معنی نیست که من موافق تمام حرفهای خانواده شهدا هستم حتی اگر در مخالفت با نظام باشه نه؛ من خواستم بگم اینا که خود شهدا رو قبول ندارن چرا الان سنگ خانواده شهدا رو به سینه می زنن؟ اینها می خوان بین ما و ارزش ها ومقدساتمون فاصله بندازن و ما نباید بذاریم این فاصله ایجاد بشه. قبول دارم مخالف نظام مخالف نظامه حالا هرکی می خواد باشه . اما من با بی احترامی مخالفم یعنی اصلا با بی احترامی و توهین نمی شه کاری از پیش برد ما اینجوری فقط نقطه ضعف می دیم دست مخالفین.

امیدوارم تونسته باشم رفع شبهه کرده باشم

 

کربلایی شوید

یاحق

وفای کوفیان و ما!!!

همیشه با خودم فکر می کنم چی به سر کوفیان اومو که اونجوری پشت امامشون رو خالی کردن؟ علی(ع) با او همه عظمت، چه جوریب دلشون اومد تنهاش بذارن؟! خوارج بصیرتشون رو کجا جا گذاشتن که پشت مردن به علی؟! ابن ملجم به کجا رسیده بود که اونجوری شمشیر کشید رو جانشین پیغمبر؟

همه اینها سرمنشأش یه فتنه بود. فتنه قتل عثمان(!)همه اینها از جایی شروع شد که یه عده تصمیم می گیرن نفاق ایجاد کنن بین علی و امتش! (البته در بی وفایی کوفیان شکی نیست که زبانزده که تاریخ فراموش نکده و نمی کنه که چه کردند همین کوفیان با حسین(ع))

اما می خواه بگم اون فتنه، آزمایشی بود برای اثبات وفای کوفیان برای اینکه معلوم بشه چقدر ثابت قدم هستن تو عهد و پیمانشون با مولاشون و کوفه شکست خورد، یه شکست مفتضحانه! شکست خورد تو اون فتنه تاریخی!

بعضی وقتها با خودم می گم اگه اون روزها ما یکی از اهالی کوفه بودیم با علی می موندیم یا پشت می کردیم به علی(ع)، اما بعد با خودم می گم چرا راه دور بریم؟ فتنه همیشه هست همیشه هم کارش ایجاد نفاق بوده و هست، ایجاد تردید و دودلی. یکی از کارهای دیگه ای که می کنه ایه که جدا می کنه با وفا رو از بی وفا. وفا به چی؟ به تمام ارزش های یک جامعه به تمام اعتقادات و مقدسات یک جامعه...

فتنه مثل آتیش زیر خاکستر می مونه ممکنه شعله اش کم بشه ولی خاموش نمیشه اگه شرایط براش فراهم شه یه جوری زبونه می کشه که اگه حواست جمع نباشه بدجوری می سوزونتت. دوست و آشنا و غریبه هم که سرش نمیشه حواست نباشه تو رو هم می گیره، بصیرت نداشته باشی دامنت رو می گیره، حق و باطل و حالیت نباشه می سوزی تو آتیش فتنه!

کوفی ها پشت کردند به علی چون علی رو نشناخته بودند، چون نسبت به حقانیت علی(ع) کور و کر بودند! اما؛ ما، ما چقدر علی زمانمون رو می شناسیم ما چقدر بصیرت داریم نسبت به ولی مون؟ - اسلامی که قراره جهانی بشه که بی حکومت مقتدر نمی شه! و یک حکومت مقتدر بی ولی نمیشه!- و سید علی(!) ولی ماست.

حالا ما چقدر نگاهمون به این آقا وسیعه؟! از اونور چقدر فتنه و شعله های فتنه رو می شناسیم تا یه وقت دامنگیرش نشیم؟ خوبه که تک تک ما بچه مسلمونهای مدعی (!) یه ذره وسعت بدیم نگاهمون رو و افزایش بدیم بصیرتمون رو تا هرگز نیاد روزی که ناخواسته شمشیر بکشیم به روی علی زمانمون!!!

التماس دعای فراوان، یا حق

ختم 14 صلوات نذر وجود مقدس آقا امام زمان (عج)، بسم الله

با ولایت

ولایت چیست؟

ولایت‏واژه‏اى عربى است که از کلمه «ولى‏» گرفته شده است. «ولى‏» در لغت‏عرب، به معناى آمدن چیزى است در پى چیز دیگر; بدون آنکه فاصله‏اى در میان آن دو باشد که لازمه چنین توانى و ترتبى، قرب و نزدیکى آن دو به یکدیگر است. از اینرو، این واژه با هیئت‏هاى مختلف(به فتح و کسر) درمعانى «حب و دوستى‏»، «نصرت و یارى‏»، «متابعت و پیروى‏»، و «سرپرستى‏»استعمال شده که وجه مشترک همه این معانى همان قرب معنوى است.

مقصود از واژه «ولایت‏» در بحث ولایت فقیه، آخرین معناى مذکور یعنى «سرپرستى‏» است. ولایت‏به معناى سرپرستى، خود داراى اقسامى است .

اقسام ولایت

ولایت بالذات و بالعرض

مقتضاى برهان عقلى در نیازمندى انسان به قانون الهى که قران کریم نیز آن را تاکید مى‏کند، آن است که کمال انسان، در اطاعت از کسى است که او را آفریده و بر حقیقت او و جهان(دنیا و آخرت) و ارتباط متقابل این دو مرحله، آگاه است و او کسى نیست جز ذات اقدس اله و از اینرو، عبودیت و ولایت، منحصر به «الله‏» است; یعنى انسان به حکم عقل و فطرتش موظف است که فقط عبد خداوند باشد و تنها ولایت‏خداوند را بپذیرد.

قرآن کریم، در عین حال که عزت، قوت، رزق، شفاعت، و ولایت را به خدا و غیرخدا استناد مى‏دهد، در نهایت و در جمعبندى، همه آن اوصاف کمالى را منحصر در ذات اقدس خداوند مى‏داند.

...

اما ولایت غیرخداوند بر انسان یعنى ولایت فقیه برجمهور مردم که از سنخ ولایت تکوینى معصومین(علیهم‏السلام) نیست، گرچه ظاهر برخى از ادله نقلى آن است که خود انسان تحت ولایت فقیه عادل است مانند مقبوله عمر بن حنظله: «جعلته علیکم حاکما»; که خطاب به ذوات انسانى است; یعنى من فقیه جامع شرایط حکومت را حاکم بر «شما» قرار دادم; و نظیر آیه: «انما ولیکم الله ورسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلوة ویؤتون الزکوة وهم راکعون‏» و آیه: «النبى اولى بالمؤمنین من انفسهم‏» که همگى محور ولایت تشریعى را ذوات آدمى معرفى مى‏کنند، لیکن طبق ظاهر بعضى از ادله نقلى دیگر، آنچه مدار ولایت تشریعى والیان دینى است، همانا شؤون و امور جامعه است نه خود ذوات انسانى; زیرا...

 

یه صلوات بفرست نذر وجود مقدس سرور و سالار شهیدان مولامون امام حسین (ع)

ادامه نوشته