اولئک المقربون(1)
شهید سید موسی نامجو
مقام معظم رهبری:”ایشان یکی از نظامی هایی بود که من به آنها تکیه کردم.“
تاریخ تولد: 26/ آذر/1317
محل تولد:بندر انزلی
تاریخ شهادت: 7/ مهر/ 1360
محل شهادت: پس از عملیات موفقیت آمیز ثامن الائمه هنگام عزیمت به تهران به منظور تقدیم گزارش به امام (ره) در 17 مايلي فرودگاه مهرآباد تهران در جنوب غربي كهريزك هواپیما به علت نامعلومی دچار نقص فنی شده و ...
تاریخ شهادت: 7/ مهر/ 1360
محل شهادت: پس از عملیات موفقیت آمیز ثامن الائمه هنگام عزیمت به تهران به منظور تقدیم گزارش به امام (ره) در 17 مايلي فرودگاه مهرآباد تهران در جنوب غربي كهريزك هواپیما به علت نامعلومی دچار نقص فنی شده و ...
موسي آنقدر شوق آموختن داشت كه پيش از هفت سالگي عزم مدرسه كرد. هوش و ذکاوتش مسئولان مدرسه ابتدایی را قانع کرد که او را در سن 5 سالگی به عنوان دانش آموز بپذیرند و سید موسی شاگرد اول دبستان شد.
دوم دبیرستان بود که با خانواده به تهران آمد ولی همچنان زندگی سختی را می گذراند. او در تهران هم به علت احتیاج مبرم کار می کرد. در دبیرستان بهبهانی شروع به تحصیل کرد. رشته مورد علاقه اش پزشکی بود ولی به علت احتیاج مادی وارد مدرسه نظام شد.جریان ورود سید موسی به دبیرستان نظام از زبان سرتیپ سید رحیم حسینی:
«در دبیرستان نظام مسئول ثبت نام دانش آموزان بودم. یک روز دانش آموزی با یک قیافه شهرستانی و ساده آمد و مدارک خود را برای ثبت نام ارائه نمود. وقتی مدارکش را بررسی کردم متوجه شدم که برگ معاینه و سوءپیشینه ندارد. به او گفتم پس از دریافت برگ عدم سوء پیشینه از انزلی برای انجام معاینات به تهران برگردد. او مدارک را گرفت و رفت. پس از مدتی دوباره به دفترم آمد و از من خواست مدارکش را پس بدهم. وقتی علت را پرسیدم، گفت که مسئولین بهداری گفتند که مهلت معاینه تمام شده و دیگر او را معاینه ننمودند. آن روزها در آخر هر دوره استخدام چند نفر را خط می زدند تا افراد پارتی دار را به جای آنها ثبت نام کنند. من متوجه شدم که او هم اسیر این بی قانونی شده و از معاینه او سر باز زده اند لذا با توجه به صداقتی که در چهره او دیدم ناخودآگاه بلند شدم و یک برگ معاینه برداشتم و همراه او به اداره بهداری ارتش واقع در خیابان پاستور رفتم و سفارش او را کردم. او پس از انجام معاینات به مدرسه نظام رفت. پس از سه سال با عنوان یکی از بهترین شاگردان دبیرستان نظام دیپلم ریاضی گرفت و وارد دانشکده افسری شد»
او از بهترين شاگردان مدرسه نظام بود كه در سال 1337 به دانشكده افسري راه يافت و سه سال بعد، همزمان با اخذ درجه ستوان دومي، به عنوان استاد نقشه خوانی عضو هیئت علمی دانشکده افسری گردید.
آشنایی با حضرت امام (ره) تحول جدیدی را در زندگی موسی ایجاد کرد؛ شرح این آشنایی از زبان خواهر شهید:
«پدرم مسئول تعمیر مخابرات منطقه قلهک بود. یک روز به او اطلاع می دهند که تلفن فردی به نام آقای روغنی که حضرت امام(ره) در منزل او به سر می بردند اشکال پیدا کرده است. پدرم برای تعمیر خط آنها به منزل آن آقا می رود و در آنجا با امام(ره) که مرجع تقلید خودش نیز بود روبه رو می شود. او پس از این ماجرا هر چند روز یک بار به زیارت امام(ره) می رفت و هر بار که برمی گشت از زندگی او برای ما تعریف می کرد و عشق و علاقه درونی خود را به امام(ره) به ما منتقل می کرد. این تعریفها در دل و جان ما هم آن چنان تا.ثیر گذاشت که از پدرمی خواست که او را نیز به ملاقات امام(ره) ببردپدرم به خاطر اینکه موسی نظامی بود در حضور ما حرفی نزد، ولی یک روز به بهانه اینکه می خواهند با هم به زیارت حضرت عبدالعظیم(ع) بروند از منزل خارج شدند. آن روز غروب که ما هم برای کاری به قلهک رفته بودیم. وقتی از آنها پرسیدیم که شما چرا به زیارت حضرت عبدالعظیم نرفتید موسی جان طاقت نیاورد و با شوق و ذوق زیاد شروع به تعریف از امام(ره) نمود و معلوم شد که آنها به زیارت امام(ره) رفته بودند».
او مسئول شاخه نظامی گروه مخفی...
لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...
*******
ختم ۱۴ صلوات نذر وجود مقدس آقا امام زمان (عج) بسم الله
یکی از دوستان متاسفانه چند وقتیه تو کماست خدا خیرتون بده واسش دعا کنید.
یه دوست دیگه مون مدتیه گره های کوری تو زندگیش افتاده واسه این دوستمون هم دعا کنید بلکه گشایشی تو کارش حاصل بشه.
التماس دعای فراوان. یا حق

شهدا خودشان متحول شدند و در ارواح جوانان ما و مردم ما تحول آفریدند. جوان های امروز، نه امام را که مظهر قداست و شرف و نمونه ی برترین اولیاء بعد از معصومین بوده دیده اند؛ نه دوران جنگ را تجربه کرده اند، نه سختی های قبل از دوران انقلاب را دیده اند؛ اما همین جوان های امروزبا روحیه ی آماده و قوی، با ذهن روشن و عزم راسخ ایستاده اند. این بر اثر چیست؟ این همان تزریق خون است که شهیدان ما به این انقلاب انجام داده اند، شهیدان، ما را زنده کردند.