بیهوده خودمان را بند کرده ایم!
تنها کسانی معنای دنیا را و فلسفه فراخوانده شدن انسان و خلقتش را فهمیده اند که در کنار بهره ای که از نعمت های دنیا می برند با تقوی و پرهیزگاری و چشم پوشی از لذات آنی گناه آخرتشان را تضمین و آباد می کنند که امیرالمومنان علی (ع) می فرمایند: "پرهیزکاران از دنیای زودگذر به سلامت گذشتند و آخرت جاودانه را گرفتند....پرهیزکاران همان لذتهایی را چشیدند که دنیاداران چشیده بودند، و از دنیا بهره گرفتند آنگونه که سرکشان و متکبران دنیا بهره مند بودند. سپس از این جهان با زاد و توشه فراوان، و تجارتی پر سود به سوی آخرت شتافتند. لذت پارسایی در ترک حرام دنیا را چشیدند و یقین داشتند در روز قیامت از همسایگان خدایند..." (نهج البلاغه، نامه 27)
اما خیلی هایمان معنی دنیا را نمی دانیم، حکمت آفرینشش را باور نداریم و درس نمی گیریم از اتفاقاتی که هر روز می افتد. هر روز یکی پیش روی ما زخم می خورد از این دنیای فانی، ما تنها آه می کشیم و عبرت نمی گیریم که همین زخم ها یک روز نصیب ما هم خواهدز شد. خودمان را بیهوده بند کرده ایم به دنیایی که اخر و عاقبتی جز مرگ ندارد. دنیایی که در ان هرچه بیشتر بتازی زودتر به نیستی و فنا خواهی رسید و دنیایی که هر چه بیشتر به سمتش بروی وابسته ترت می کند و نهایتا محکم تر زمینت می زند و باز حضرت امیر(ع) چه زیبا توصیف می کند دنیا را:
"منظره ای دل فریب است و سرانجامی خطرناک دارد. فریبنده و زیباست اما دوامی ندارد. نوری است در حال غروب کردن، سایه ای است نابود شدنی، ستونی است در حال خراب شدن. آن هنگام که نفرت دارندگان، به آن دل بستند و بیگانگان به ان اطمینان کردند، چونان اسب چموش پاها را بلند کرده سوار خود را بر زمین می کوبد و با دام های خود آنها را گرفتار می کند، و تیرهای خود را سوی آنان پرتاب می نماید..." (نهج البلاغه، خطبه83)
شهدا خودشان متحول شدند و در ارواح جوانان ما و مردم ما تحول آفریدند. جوان های امروز، نه امام را که مظهر قداست و شرف و نمونه ی برترین اولیاء بعد از معصومین بوده دیده اند؛ نه دوران جنگ را تجربه کرده اند، نه سختی های قبل از دوران انقلاب را دیده اند؛ اما همین جوان های امروزبا روحیه ی آماده و قوی، با ذهن روشن و عزم راسخ ایستاده اند. این بر اثر چیست؟ این همان تزریق خون است که شهیدان ما به این انقلاب انجام داده اند، شهیدان، ما را زنده کردند.