تنها کسانی معنای دنیا را و فلسفه فراخوانده شدن انسان و خلقتش را فهمیده اند که در کنار بهره ای که از نعمت های دنیا می برند با تقوی و پرهیزگاری و چشم پوشی از لذات آنی گناه آخرتشان را تضمین و آباد می کنند که امیرالمومنان علی (ع) می فرمایند: "پرهیزکاران از دنیای زودگذر به سلامت گذشتند و آخرت جاودانه را گرفتند....پرهیزکاران همان لذتهایی را چشیدند که دنیاداران چشیده بودند، و از دنیا بهره گرفتند آنگونه که سرکشان و متکبران دنیا بهره مند بودند. سپس از این جهان با زاد و توشه فراوان، و تجارتی پر سود به سوی آخرت شتافتند. لذت پارسایی در ترک حرام دنیا را چشیدند و یقین داشتند در روز قیامت از همسایگان خدایند..." (نهج البلاغه، نامه 27)

اما خیلی هایمان معنی دنیا را نمی دانیم، حکمت آفرینشش را باور نداریم و درس نمی گیریم از اتفاقاتی که هر روز می افتد. هر روز یکی پیش روی ما زخم می خورد از این دنیای فانی، ما تنها آه می کشیم و عبرت نمی گیریم که همین زخم ها یک روز نصیب ما هم خواهدز شد. خودمان را بیهوده بند کرده ایم به دنیایی که اخر و عاقبتی جز مرگ ندارد. دنیایی که در ان هرچه بیشتر بتازی زودتر به نیستی و  فنا خواهی رسید و دنیایی که هر چه بیشتر به سمتش بروی وابسته ترت می کند و نهایتا محکم تر زمینت می زند و باز حضرت امیر(ع) چه زیبا توصیف می کند دنیا را:

"منظره ای دل فریب است و سرانجامی خطرناک دارد. فریبنده و زیباست اما دوامی ندارد. نوری است در حال غروب کردن، سایه ای است نابود شدنی، ستونی است در حال خراب شدن. آن هنگام که نفرت دارندگان، به آن دل بستند و بیگانگان به ان اطمینان کردند، چونان اسب چموش پاها را بلند کرده سوار خود را بر زمین می کوبد و با دام های خود آنها را گرفتار می کند، و تیرهای خود را سوی آنان پرتاب می نماید..." (نهج البلاغه، خطبه83)